تبليغاتX
((**روی ماه خداوند را ببوس**))

((**روی ماه خداوند را ببوس**))


با دقت در رفتار و حركات افراد مي توان به برخي از صفات و روحيات شخصيتي آن ها پي برد. به اين وسيله مي توان نحوه رفتار خود را با توجه به آن صفت ها و مشخصه ها تنظيم كرد. اين توانايي يكي از رموز موفقيت بسياري از افراد در برقراري ارتباط اجتماعي سالم و قوي محسوب ميشود .
مسلما به دست آوردن اين مهارت ها نياز به تمرين و ممارست بسياري دارد. حال مي توانيد به سوالات زير پاسخ داده و امتيازات لازم را بدهيد:
1)يكي از همكارانتان استعفا داده است و كارش بلافاصله به شما پيشنهاد مي شود . برداشت شما چيست؟
1. آن ها بالاخره متوجه لياقت من شدند و شخت كوشي من نتيجه داد
2. تصور نمي كنم چندان موقعيت شغلي وي جالب توجه و مهم باشد
3. اميدوارم از عهده آن بر بيايم

2)رئيستان شروع كار بر روي طرحي را اعلام مي كند كه شما هم دوست داريد جزء آن باشيد. شما :
1. منتظر مي مانيد ببينيد آيا او خودش شما را انتخاب مي كند يا نه
2. سعي مي كنيد در هفته آتي با چند ساعت اضافه كاري نظر او را جلب كنيد و اميد داريد او متوجه شود
3. از او وقت مي گيريد تا به او بگوييد تا چه اندازه مشتاق شركت هستيد

3)سال گذشته پيشنهاد شما در مورد نحوه بازار يابي مورد قبول بخش مورد نظر قرار گرفت . امسال نيز رئيس بخش از شما ايده هاي جديد خواسته .شما :
1. نگاهي به طرح گذشته انداخته و برخي قسمت هاي آن را مطابق روز مي كنيد .
2. طرح سال گذشته را بررس مي كنيد و بدون داشتن افكار جديد فقط نگران آن هستيد كه آيا تا آن حد خوش شانس هستيد كه دوسال در يك قسمت برنده شويد
3. طرح سال گذشته را در نظر گرفته و سعي مي كنيد طرحي كاملا متفاوت را ارائه دهيد

4)به نظر شما يك رئيس كيست؟
1. يك فرد عالي رتبه و با قدرت كه چنانچه شما قواعد بازي را درست بدانيد مي تواند در پيشرفت شما سهيم باشد
2. شخصي كه قدرت استخدام و اخراج كردن را دارد . هر كس را كه بخواهد . به خصوص شما
3. يك همكار باتجربه كه چيزي براي ياد دادن به شما دارد

اگر جواب گزينه يك را انتخاب كرده ايد 6 امتياز . گزينه دوم 4 امتياز . گزينه سوم 10 امتياز دارد.
اكنون امتيازات خود را جمع زده و با موارد زير مقايسه كنيد:
از 40 تا 50 امتياز
شما در اصل رمز موفقيت را ميدانيد . در كنار نكات برجسته اي كه حتما در بسيار از زمينه ها به كمك شما مي آيد اعتماد به نفس قوي از خصوصيات بارز شماست و شما را در اين راه كمك ميكند . آنچه كه انسان هاي شايسته اما كم تحرك سال ها بايد به دنبال آن باشند را شما يك جا داريد. آفرين بر شما.
از 30 تا 40 امتياز
رفتار شما تا حدي نشانگر شخصيت شماست . اما بهتر است برخي اوقات نيز خصوصيات ذاتي خود را بهتر و بيشتر به بازي بگيريد . شما بايد بدانيد رمز موفقيت كاري تنها داشتن تحصيلات عاليه نيست . تجربه هميشه حرف اول را ميزند . هيچ اشكالي ندارد اگر از ديگران مخصوصا رئيس و همكارانتان كمك بخواهيد . از ريسك كردن نترسيد!
كمتر از30
شما نه تنها راه و رسم درست كار كردن را نميدانيد بلكه با عدم اعتماد به نفس خود ديگران را بسيار كوچك ديده  و سعي داريد بدون پيمودن پلكان يك باره در انتهاي نردبان ترقي جاي گيريد . سعي كنيد با پرورش توانايي هاي خود به آن چه كه واقعيت دروني شماست دست يابيد . و همانند يك برنده واقعي با همت خود جلو برويد.

+نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت20:38توسط سیما جیگل طلا | |

* مشتي ميره مغازه ميگه : آقا يه بيسكوييت خوب بدين . بقاله ميگه : ساقه طلايي خوبه؟ مشتي ميگه نه . ميگه ويفر خوبه؟ ميگه نه. ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه مادر خوبه؟ مشتي ميگه قربان شما سلام مي رسونه...
* مشتي سادندويچ فروشي داشته . يه روز يه بابايي مي ياد ميگه :قربون يه ككتل بده . فقط بي زحمت توش گوجه نذار. مشتي ميگه آقا امروز اصلا گوجه نداريم ميخواي خيار شور نذارم؟؟؟
* مشتي مهم ميشه . زيرش خط ميكشن توي امتحان مي ياد.
* مشتي پسرش رفته بوده زير ماشين با دمپايي ميزنه درش بياره!
* غضنفر توي شنا رتبه اول مي ياره باهاش مصاحبه ميكنن و ازش ميپرسن : شما از كجا شروع كردين ؟ ميگه ما از زمين هاي خاكي شروع كرديم.
* خودكار قرمزه داداشش مي ميره تا چهل روز سياه مي نويسه.
* از مشتي ميپرسن جسم شفاف چه جسميه؟ ميگه جسمي كه از اين ورش اون ورش معلوم باشه. بهش ميگن آفرين!!! حالا يه مثال بزن . ميگه نردبون!
* به يارو ميگن فرق فاجعه با حادثه چيه؟ميگه حادثه اينه كه مادر زنت رو بندازي توي دريا خفه شه.ولي فاجعه اينه كه شنا بلد باشه بياد بيرون!
* يارو مي بينه همه موبايل دارن جز خودش.يه كاغذ لوله ميكنه ميبنده به كمرش ميره پيش دوستاش . ازش ميپرسن اين چيه؟ ميگه ااا بازم فكس رسيده!!
* يارو زنش دو قلو به دنيا مي ياره . يكي شون رو لايي ميكنه!!!
* يارو ميره دكتر مي گه : آقا من شبها خواب مي بينم كه با خرها فوتبال بازي مي كنم. دكتره يه نسخه براش مينويسه و ميگه: اين قرص ها رو بخور. يارو ميگه ك ميشه از فردا بخورم ! آخه امشب فيناله!!!

+نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت20:37توسط سیما جیگل طلا | |

كودكي كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:
"مي گويند كه شما مرا به زمين مي فرستيد اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟"
خداوند پاسخ داد:
"از ميان تعداد بسياري از فرشتگان من يكي را براي تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و از تو نگهداري خواهد كرد."
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه!!
"اما اينجا در بهشت من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من كافي هستند."
خداوند لبخند زد :
"فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود."
كودك ادامه داد:
"من چه طور ميتوانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آن ها را نمي دانم؟"
خداوند او را نوازش كرد و گفت:
"فرشته تو زيباترين و شيرين ترين وا‍ژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد دادكه چگونه صحبت كني."
كودك با ناراحتي گفت:
"وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم چه كنم؟"
اما خدا براي اين سوال او هم پاسخ داشت:
"فرشته ات دستهايت را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني"
كودك سرش را برگرداند و پرسيد:
"شنيده ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي ميكنند .چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟"
خدا گفت:
"فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود."
كودك با نگراني ادامه داد:
"اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود."
خداوند لبخند زد و گفت:
"فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازكشت نزد من را خواهد آموخت گرچه من هميشه در كنار تو خواهم بود."
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدايي از زمين شنيده مي شد . كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند.
او به آرامي يك سوال ديگر از خداوند پرسيد:
"خدايا! اگر من همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد"
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد:
"نام فرشته ات اهميتي ندارد. به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني."

+نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت20:36توسط سیما جیگل طلا | |

ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما آبجی ها و داداش های یه جورایی میگن دینی. فردا کنکور دارم الان دارم همه ی آموخته هام رو جمع بندی میکنمبه قول بچه ها گفتنی دارم تست هایی که دوبار زدم رو برای بار سوم میزنم .میدونم که قبول میشم.البته زیاد توقع ندارم ولی اگه برق صنعتی شریف قبول بشم حتما میرمحالا جدا از شوخی از هر کی این پست رو میخونه یه التماس دعای از ته ته ته دل دارم. میدونم امسال خراب می کنم ولی اگه قبول بشم حتی یه رشته ی در پیت خداوکیلی دخمل خوفی میشمبرام دعاااااااا کنید

+نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت11:38توسط سیما جیگل طلا | |