|
تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم زمزمه می کنم که : من از نسل شب شکنان روزگارم ، من از نسل نورآفرينان پاک ، از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،منم ميراث هزار ساله زمين ، همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش همان پيام آور مهر و دوستی ، همان گرفته در فش آشتی بر دوش نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛ . . . شب است و گيتی غرق در سياهی که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ، شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . . mohadese
دوباره پخخخخخخخخخخخخخ سلام راستيييييي اگه گفتين امشب چه خبره؟! يوهوووووووووو
سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااااااام من اومدم!پخخخخخخخخخخخخخخخ اول از همه اين عيد فرخنده رو به سيماي عزيزم كه خيلي دوسش دارم تبريك ميگم و به همه ي شما دوستاي عزيزم اميدوارم همتون يه همچين روزي خونه ي خدا باشين و براي من هم دعا كنين ارادتمند شما:محدثه
ببین عشقت به حال من چه ها كرد چه آروم در درون خود شكستم نميبخشم تو رو تنها تو بودي همه عشقم نميبخشم همه قلبم همه آرامش من برو از پيش من نگو چه كردم نگو روزي دوباره بر ميگردم برو شكستنم برو كه ديگه نيستم چشم به راهت نميبخشم كه شب ها تا سحر به پاي تو سوخت نميبخشم كه منتظر به اين پنجره ها بود اگر بغضم رو ميبيني براي اولين بار اگر اشكم رو ميبيني براي اولين بار شكستم رو ببين ترسي ندارم كه هست اين آخرين ساعات ديدار برو از پيش من نگو چه كردم نگو روزي دوباره بر مي گردم برو شكستنم برو كه ديگه نيستم چشم به راهت (بايد بدونيم يا حق
آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام. mohadese
يَك روز بَر خانَه نشَسته بوديم داشتيم تخمه ن ميخورديم خوب دیگه خیلی فک زدم ... تلافی این مدت که نبودم تا پست بعدی بابای
سلام امروز بزرگترين تصميم زندگيمو گرفتم نمي دونم!...شايد به خودم اومدم شايد قراره به چيزايي كه مي خوام برسم البته مي رسم از وقتي رفتم دانشگاه فردوسي پيش دوستم انگار همه چيز برام مشخص شده باشه يه نيروي خاصي گرفتم مي دونم كه مي تونم و مطمعنا به چيزي كه مي خوام ميرسم يه توصيه حتما كتاباي آنتوني رابينز رو بخونين مخصوصا(فقط غير ممكن غير ممكن است) من ازش خيلي چيزا ياد گرفتم فكر مي كردم چون امسال قبول نشدم دانشگاه انگار پوچم البته قبول شدم اما نرفتم .خوب تعبير هر آدمي از دانشكاه يه چيز من نمي خوام فقط بهم بگن دانشجو نمي خوام فقط برم دانشگاه هدفاي من بزرگتر از اين حرفاست شايد خيليها فكر كنن نميشه اما من اين و ثابت ميكنم به قسمت اعتقاد دارم اما نه 100% چون به نظر من عامل اصلي خود آدمه نبايد اشتباهاتمون رو تقصير سرنوشت بندازيم بايد تلاش كرد تا رسيد اگه مي خواي به همه چيزبرسي سختي بكش و قدر لحظات زندگييت و بدون زندگي مثل يه بستني ميمونه بايد قبل از اينكه اب بشه ازش لذت برد من از امشب به خودم نه به بقيه قول دادم كه تا جايي كه ميتونم سختي بكشم و تلاش كنم تا به كسايي كه بد جور خودشون و گم كردن بفهمونم كه بهتر از اوناهم ميشم اول تلاش بهد توكل بازم تلاش و در آخر از آنتوني رابينز كه اين جملش منو زيرو رو كرده : سعي كنين هيچ وقت اشتباهي نكنين كه بعد ها غصش رو بخرين...
رمه ام گمشده است... شب سنگين بيابان گويا رمه ام را دزديد رمه ام: آن همه شعري كه برايت گفتم نا گهان گم شدو رفت.... حرف مردم شدو رفت... چه كسي گفت خداوند شبان همه است!و برادر ها را تا ته درهي سبز رهنمون خواهد كرد... من شبان رمه ي خود بودم.... و كسي آن بالا خود شبان من معصوم نبود..... غفلت من رمه را از كف داد غفلت او شايد.... هم از اين دست مرا...هم از اين دست تو را.... رمه را.همه را.. mohadese
توي يكي از همين خونه ها .همين نزديكي ها .دل يكي آتيش گرفته...... از روي بوم هم كه نيگاش كنين مي بينين كه از توي پنجرهي يكي از اين خونه ها آتيش مي ريزه بيرون. دل يكي آتيش گرفته....... تو اومدي اما كمي دير.از ته يه خيابون دراز.مث يه سايه ي نگراني كمي دير اومدي اما حسابي تجلي كردي و دل يكي و حسابي آتيش زدي. به من مي گن چيزي نگو....... نبايد هم بگم اما دل يكي داره آتيش مي گيره. دل يكي اينجا داره خاكستر ميشه......... كمي دير اومدي اما يه راست رفتي سر وقت دل يكي و دست كردي تو سينه اش و دلش رو آوردي بيرون و انداختي تو آتيش و بعد گذاشتي سر جاش. واسه همينه كه دل يكي آتيش گرفته و داره خاكستر مي شه.......... يكي داره تو چشات غرق مي شه.يكي لاي شياراي انگشتات داره گم مي شه. يكي داره گر مي گيره. دل يكي آتيش گرفته............ يه نفر يه چيكه آب بريزه رو دلش شايد خنك شه.......... ميون اين همه خونه كه خفه خون گرفتن يه خونه هست كه دل يكي داره توش خاكستر مي شه. يكي هوس كرده بپره تو دستات و خودش رو غرق كنه....... آره دل من آتيش گرفته.....
يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني mohadese
در خواب ناز بودم شبي ديدم يكي در مي زند در را گشودم روي او ديدم غم است در مي زند اي دوستان بي وفا از غم بيا موزيد وفا غم با ان همه بيگانگي هر شب به من سر مي زند mohadese
آدم بعضی اوقات می مونه جواب بعضی نامردی ها رو چه جوری بده یاد گرفتیم تا ته رفاقت بمونیم واسه رفیقمون بگذریم ار همه چیز اما اون ادمو به خاطر اینکه برسه به کسی که می خواد له کنه نگه چند سال مثل خواهر بودی براس اشکال نداره هر كس بد ما به خلق گويد ما ديده به بد نمي خراشيم ما نيكي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم mohadese
میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم دوسش دارم اماممه در خونشون در بزنم بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم میگه می خوام برم امام رضا به خدا دلم تنگ دیگه بابام میگه امام رضا مریضارو شفا میده دوای درد مردم و از طرف خدا میده می خوا برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم بهش بگم امام رضا مریضارو شفا میده دوای درد مردم و از طرف خدا بده آقا جون می خوام بیام به مشهدت به طواف کفترای گنبدت براشون یه کیسه گندم بیارم خبر از دردای مردم بیارم بهشون بگم برام دعا کنن اونقدر تا که تو رو رضا کنن محدثه
|
About![]()
آقا عرض سلام و ... اول از همه بايد بگيم دمتون گرم كه اومدين اينجا . همين نشون ميده آدم باحالي هستي ! اينجانب سيما خانووووم بيدم . مدير وب لاگ . اونم چه مديري !!! حدود 2 سال ميشه كه اين وب لاگ رو راه انداختم ولي هر از چند گاهي هر وقت قاطي ميكردم با پاك كردن مطالب وب لاگ حالم خوب مي شد . براي همين وب لاگمون جوون تر به نظر مي ياد . محدثه جيگر منه . يه عمره با هم دوستيم . پست هايي كه توي وب لاگ ميزنه هميشه دو سه تا كشته و زخمي داره . اگه بيمار قلبي هستين اصلا پست هاش رو نخونين . سعيد هم در كل كم حرفه D: بيشتر براي امور پشتيباني عضو وب لاگه .
Home
|